خرید بک لینک
سحرگاهِ آخرین روز پاییز سال 95 است، و من در حال بازنویسی جلد هشتم از شاهنامه کودک و نوجوانم. خواستم بگویم که به راستی نبوغ فردوسی با دقیقی طوسی به هیچ وجه قابل قیاس نیست. حالا که آخرین بیتها از هزار بیت دقیقی ـ که فردوسی بزرگمنشانه در دفتر خود عینا آورده است ـ را بازنگاری میکنم، واقعا تعداد ابیات

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:02

دیروز در آخرین روز دی ماه 95، حادثه دلخراش ریزش ساختمان مرتفع پلاسکو رخ داد و دهها تن از آتشنشانان عزیزمان در این واقعه به شهادت رسیدند. غمی عظیم همه را فرا گرفت و دولت، فردا یعنی شنبه را عزای عمومی اعلام کرده است. من هم به بازماندگان شریف این قهرمانان تسلیت عرض میکنم و به روح بلند درگذشتگان درود

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:02

یک هفته از آغاز به کار تو گذشته و اولین دستورهای صریحت علیه جهان یا از زبانت شنیده شده و یا به امضایِ عجیب و غریبت رسیده است. آقای ترامپ، گمان میکنم کمی دیر به دنیا آمدهای، هرچند آن چهل و چند درصدی که به تو رای دادهاند، نمایندهی همان نیمی از جمعیت جهانند که همیشهی خدا ... همیشهی خدا فریب خواهن

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:02

دیروز رییس سیا در دولت ترامپ ظاهرا در اولین سفرش رفته به عربستان و بالاترین نشان اطلاعاتی کشورش را به ولیعهد سعودیها داده است. اصلا تا همین جا باید بگوییم "بدون شرح" چون هر توضیحی بر این حرکت، باعث لوث شدن موضوع میشود. از طرف دیگر، اتفاقی که بین این دو بزرگوارِ متوازیالاضلاع افتاده نیز از جنسِ آن آها ساینسهاست که دهان آدم به دلایل متعدد باز میماند. خلاصه اینکه وقتی اين دو به هم نشانِ افتخار بدهند یاد آن شعر کودکیهایم میافتم که ...

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:02

شهادت مظلومانهی پسرانمان در سیستان و بلوچستان مثل خنجری در قلبم فرو رفته و فکرش یک لحظه مرا رها نمیکند. این فکر که شهر من هم مرزی و کشور همسایهی ما هم آشوبناک است و مبادا خدای نکرده ... میراث بزرگانِ تایباد، وحدت واقعی در بین اقوام و طوایف بود. هرچند که حتی در زمان خود حضرت پیامبر (ص) هم وحدت صد

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:02

در سومین غروب از ماه مبارک، به دعوت یکی از امامان جماعت، برای نماز مغرب و عشاء به مسجدی در حاشیه شهر رفتم. چند قدم مانده به مسجد، سگی ابرش و لَنگ را دیدم که سه پسربچهی غریوان، با چوب و سنگ و کینهی مخصوصِ کودکان، هَرا هَرا کُنان دنبالش میکردند. از همان صحنههایی که در تمام عمرم کمابیش دیدهام. ب

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:02

صفحه بندی